یک روز بهمراه دوستان قدم می زدیم که چیزی را دیدیم که درافق می درخشید.

هرچندمقصودمارفتن به یک دره بود،برای دیدن آنچه آن درخشش راازخود بازمی تاباند،

مسیرراتغییر دادیم.پس از طی مسیری درزیرآفتاب سوزان روبروشدیم با یک بطری خالی

که غباردردرونش متبلور شده بود.فهمیدیم؛هرشکست لااقل این فایده رادارد،که انسان

یکی از راه هایی را که به شکست منتهی می شودرا می شناسد.